

اصغر فرهادي در مراسم اسکار: ايرانيان بسيارى در سرتاسر جهان در حال تماشاى اين لحظهاند. و گمان دارم خوشحالاند. نه فقط به خاطر يک جايزهى مهم يا يک فيلم يا يک فيلمساز. آنها خوشحالاند چون در روزهايى که سخن از جنگ، تهديد، و خشونت ميان سياستمداراندر تبادل است نام کشورشان ايران از دريچهى باشکوه فرهنگ به زبان مىآيد.
فرهنگى غنى و کهن که زيرگرد و غبار سياست پنهان مانده. من با افتخار اين جايزه را به مردم سرزمينم تقديم مىکنم. مردمى که به همهى فرهنگها و تمدنها احترام مىگذارند و از دشمنى کردن و کينه ورزيدن بيزارند.

میخوام موهامو این مدلی بزنم!
تخیلی نوشت:
اين نمايندههاي زن مجلس که براي انتخابات عکس خودشون رو ميزنن به ديوار، چرا وقتي مردن تو اعلاميهشون عکس گل ميذارن؟
تقصير خودمــــونه!!!
بعضي ها عددي نبودن ُ ما اونها رو به تـــوان رسونديم.
چيزايي که از اينترنت ياد گرفتم از دنياي واقعي و درسُ مدرسه بيشتر و مفيدتر بود!
شاعر اصفهاني : بدنبالت ميام هر جا که باشي
شاعرشيرازي : سر راهت نشينم تا بيايي
و در آخر، علت گرايش حافظ به ميخانه نسبت به مسجد توسط كارشناسان كشف شد !
کلیک کن تا بفهمی!
فلان مخاطب: ۱۱/۱۲/۱۳۹۰،تبریکــــ
دوستان من: ثنا جون ، $$eΣФ eΣρre ، سینا ، §شوکــــــران§
گِردش بُکنیم بریم سر ای پستو که لَـ(ه)ـجه دار نوشتمشا!
هموطو(w) که تو او پستو گفته بودم میخوام برم خاتم کاری آخِر همی ای کارو رِ کِردم. عامو لامصب مِی(مگه) اِقد سختُ وقتگیره، ای کارو از ای شیرازیا خیلی بعیده! با ایکه خیلی کارور دوسش میدارمــــا ولی یه جُهُیــش(جاهاییش) دِلُـم میخوام دَس کنم چکش بزنم بوپوکونمش :دی.
حالو فِــلا دارم دوتو تخته نَـرد دُرُس میکنم تموم شد عکساشُ که گرفتم میـــذارمش همینجو کِـیف بُکنید.
یـه مشت عکسم یواشکی تو مغازه و کارگو اَ خاتما گرفتم نوشونتون میدم،فقط اَی صا(حـ)ب کارگُ(kaargow) بفمـ(هـ)ـه میکشه زیرُم میندازتُم بیرون :دی، نه که اینا یهِ ی خودهِ ی سرّیه برِی(برای) همی.
قبل ایکه عکسا نوشونتون بدم برِی(برای) اونُی(اون هایی) که ازش سردرنمیارن یهِ ی مقدمهِ ی بگم جریان بیاد دسشون، خاتم دونوع داریم خاتم شیراز و خاتم اصفهون که مال شیراز هم جنسش بِـیتره(بهتره) هم ظریف تر و قشنگتره. میگن مال اصفهون تو روطوبت از هم میـپُـکه، میگن !!!
بریم سراغ عکسا،
اینا دوتا عکسه از یه جعبه جواهرات که خودُم خیلی طلبشم:
عکس اولی عکس دومی
ایَـم دوتا عکس پشت و رو از تخته نرد رنگی(نقاشی وسطش کار نقاشه):
عکس از رو به رو عکس از پشت تخته
تخته نرد کامل خاتم(هنوز سر هم بندی نشده بود):
کلیک کن !
جعبه قرآن مجید:
بازم کلیک کن
اگه یه خورده زاویه عکسا بد بود بخاطر ای بود که یواشکی دُشتم عکس میگرفتم دیگه به بزرگی خودتون ببخشید.
درضمن اینا تازه کارُی خیلی جالبی نبود که نوشونتون دادم اگه موفق شدم باز عکس میگیرم.
اینم چهارتا عکس از خودرو گلدن وان کامل خاتم که یه کار جهانی مال شیرازیاست،دربارش خیلی توضیح نمیدم چون تو گوگل یه سرچی کنید جریانش میفهمید.
عکس اولی عکس دومی عکس سومی عکس چهارمی
دیگه لهجه بسه حوصلم نمیشه ـَــِـــُ بذارم.
مطلب اصلی و مهم بعدی هم مربوط میشه به وبلاگ دیگمون که بعد یه مدت طولانی به اصرار من ثـنـ ـا دوباره راهش انداخت،یه جورایی من اونجا گرافیست وبم و کارای گرافیکی و قالبش به عهده ی منه،قالبش که خیلی خوشکل شده،فک کنم این وبلاگه داره به اون یکی حسودی میکنه :دی! حتما برید سر بزنید خوشحال میشیم.
فلان مخاطب: سیاستت آخره سیاستِ،ضدحالت اصلِ حالِ.دهنم سرویس :| :دی
سطل آشغال لبریز شده،نیم کیلو پوست تخمک کف اتاق،3میلیمتر گرد و غبار روی میز پی سی، ظرفای ناهار و شام چند روز پیش و همنشینانی پر از مورچه ...
((شرحی از اتاق این جانب))
◄
این پست اوضاع و احوالش مثه خودم به هم ریختس...♀♂ مَردی به اون چیزی که تو خشتکه نیس !
به معرفته ...
♥ به زوووديه زوووود اوضام خوب شد ميخوام برم خاتم کاري...
جدیدا تِــز زیاد میدم !
☺ يه بنده خدايي ميگفت زندگي با ” ماي بِيبي ” شروع و به ” ايزي لايف ” ختم ميشه.
قدر لحظه هايي که با شورت هستيم رو بدونیم !
[زمان ما که ماي بِيبي نبود، کهنه بود یا قنداق، بعضی وقتا با هم میکسش میکردن!]
₩
☼ منفورباش به خاطر چيزي که هستي،
نه محبوب باش به خاطر چيزي که نيستي ...
₪
تا حالا دقت کردین،لذتی که تو خوابیدن رو جزوه هست تو تشک فنری نیس!!!ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
والپیپر آوریلایی که قولشُ داده بودم، خداییش بعضیاشون تَکَن... با رزولیشن بالا گذاشتم خفّن، کلیک کن روش حالشو ببر.
![]()
![]()
![]()
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
رو این لینک کلیک کن به روح و روان خودت یه حالی بده، البته مجازیش به پای واقعیش عمرا برسه.
◄Click here
√
پُست این دفعه یه جوری شد!√
علاقه خاصی به رنگ رنگی کردن فونتا و کوچیک کردنشون پیدا کردم!فلان مخاطب: یادته کِی چیو بهت گفته بودم؟ :دي،
" آوِر ماونث بي-سِرویسِد :> "
دوستان من: ثنا جون ، $$eΣФ eΣρre ، سینا ، ویدا از دیار آریایی
به سلامتی همه شیرازی های گلی که هر جای دنیا هم که باشن افتخار میکنند که از کجا اومدند.
این جریان " از شهر چه خبر؟ " حکایت داره که مربوط میشه به یکی از اشعار آقای دکتر بیژن سمندر که با بهره گیری از واژه ها و اصطلاحات مهجور و از ياد رفته لهجه ي شيرازي این چنین شعرهایی رو سروده.( خودم شخصا کشفش کردم ) !
از شهر چه خبر؟
شیرازو میگَن نازه واسِی آفتو جِنگش / قَلبارو گِرِن میزنه به هم تیرشِه ی تِنگِش
بُلبُل تو کوچا،تو پَس کوچا غزل می خونه / شعرُ وی تَر ِ حافظ می ریزه از سَر ِ چِنگِش
عطر گُل ِ یاسم و نسترن،بهار نارنج / هی سر می کشه از تو خونُوی و ازو و ِلنگِش
این جان که اگر چیش تو چیشُوی هیکّی بودوزی / ساز ِ دلشو می شنُفی از جِلِنگ جِلنگش
اینجان که با فوتِ کاسهگری، امرو و فردو / تام پات میسره دنبال دختروي زبرو زِرِنگِش
اَگ دختر همسایهي دیوار به ديوار/ ليم ليم ديوارک زد تو بدو بزن پلنگِش!!
قَلبوی پیزوری نیس تو سینه ی مردم ِ شیراز/ تا بیخودی ریشمز بزنه تو درز ِ دنگش
دنیارو تی پَس می گشت و هی میگفت سمندر:/ از شهر چه خبر؟ قربون او آفتوِ جنگش
خب از تو فاز جدی بیایم بیرون یه کمی خودمون بشیم! خداییش یه خوده سخته خودم بعضی جاهاشو از بابام میپرسیدم بینم چیطو شده. این تازه یه چشمهَ ش بوداا این آقا بیژن ما خیلی از این شعرا سروده که واقعا من که شیرازیم وقتی میخونمشون کلی ذوق میکنم میرم واسه این و اون تعریف میکنم.
حالا نوبت رونمایی شعر موردعلاقه این جانب،با حس بخونیدش !
كاكو سِي كن
هي صبح شد و باز به اميد تو شُو شد / هي از چيش من اشك به ياد تو ولو شد.
من لِـبدي مَـفلوك و تو بشكن بالو بنداز / شِفتِش نميدم از حركاتت دلُم اُو شد.
دل دُشتم و جز دل چي چي دُشتم كه ز مَردم، / يِي عمر قايم كِرده بودُم، باز چَپوُ شد.
جِـر دادي و شِـر كردي و پيوند و پوكوندي، / اي اَرقِـه مالونديش و خودت گفتي يهو شد.
گفتم يَله شم تو شاچراغ تيرشه ببندم، / تا بلكه حاليم شه كه چیطو شد كه ايطو شد؟!
پلكيدم و پلكيدم و افسوس ...ها بله، / تا مَشت شدي شيره ي جونم روِ رو شد.
در هر كِـر و هر سوك تو رو هي جار زدم من،/ يعني كه بدون تو دلُم غرق اَلُو شد.
من شاپركم، بچه ي فلك از به چلُـوندُم، / دل لِه شد و بازيچه واسي دس بچو شد.
ديشو چغليت كرد سمندر، كاكو سِي كن، / ئي بسه زبون از غم عشق تو قَـدُو شد.
خواستم بیشتر از اینا واستون شعر بذارم که طبق معمول این آب و هواش نمیذاره! حالا شاید تو پستای
دیگه این کارو کردم.من موندم با این وضعیت چجوری پرچم شهرُ ببرم بالا؟!
چندتا والپبپر جدید Avril Lavigne هم قرار بود بذارم گویا میزنه مطلبِ اصلیُ خز(!) میکنه،بجاش براتون یه عکس از دسکتاپ شیرازی وارَم(!) گذاشتم روش کلیک کنید ببینید این ژنتیک چه کارایی که نمیکنه.
هرچی اراده میکنم بشینم مرتبش کنم نمیشه، خدا خودش یه اصالتمون رحم کنه!
فلان مخاطب: جریان مسافرت با محـ... تهـ... جور شده بود،قبلا تو یه پست فلان مخاطبش کردم،ندیده شد... دهنت سرویس، می۲

گِردش کنیم بریم سراغ مطلب امروز که خوراکه ها! هر کی دوس داره یه خوده قواعد شیرازی شدن یاد بگیره این مطلبُ بخونه
درضمن این مطلب صرفا جهت شوخی و خنده هست قصد اهانت هم نداریم،والّو خودُمَم شیرازیم!
1- از صبح تا شب بخوابید،
2- از خواب بیدار بشید استراحت کنید تا برای دوباره خوابیدن انرژی کافی داشته باشید،
3- از انجام هر کاری سرباز بزنید،
4- برای انجام ندادن کاری فقط از جمله طلایی شیرازی ها استفاده کنید : "عامو وِلُم بُکوُ " (Amoo velom boko)
- باید بدونید این جمله یکی از پرکاربرد ترین جملات در شیرازیه و باید بهش احترام بذارید و بدونید که کی ازش استفاده کنید،
مثال :
ننه محسن ( ح تلفظ نمیشه "اسم داداشمه" ) پُوشوُ دو توُ نون بوسون . محسن : عامو وِلُم بُکوُ (nane mosen posho doto noon boossoon)
ترجمه : محسن جان ,مادر نمیری دو تا نون لواش بگیری؟ محسن : نه مادر جون ایشالا بعدا
مثال دوم:
مادر : علی قیومت توسرت ایشالو پوُشوُ شیشه (ali ghiyumat tu saret ishallo posho shishe) علی : عامو ولم بکو
ترجمه :
مادر : علی جان مادر قربونت برم الهی ساعت 6 شده بیدار نمیشی گلم ؟ علی : یکم دیگه هنوز 5 دقیقه به 6 مونده
- خب این از کاربرد این جمله همینطور که میبیند هرجا یه معنی داره.
ولی برای از زیر کار در رفتن اگه شما از ترفند "عامو وِلُم بُکوُ " استفاده کردید و کارساز نبود و طرف باز گیر داد از ترفند " حالوُ که چیتوُ شه ؟" استفاده کنید و طرف رو مجبور کنید واسه کاری که به شما محول کرده 100 تا دلیل بیاره.
- برای قبول کردن کاری (در صورتی که دیگه "عامو ولم بکو" و "حالو که چیتو شه " کارساز نشد) بگیم "باش رو چیشُم" (roo chishom) به معنای بشین تا کارتو انجام بدم.
- کار بعدی که برای یادگیری این لهجه کرد فعل های کَردن را "کِردن" تلفظ کرد
به جای کلمه را بگویید رِ (re)
به جایی آ های اخر کلمه بگیم اُو
و به جای اِ در اخر کلمه هم بگوییم او
مثال :
"من رفتم اتاقورِ جارو کِردم" (man raftam otaghoore jaroo kerdam)
ترجمه : من رفتم اتاقه را جارو کردم
- در بیشتر جاها شما اگه میخواید واقعا شیرازی حرف بزنید نباید حوصله جمله دراز داشته باشید و تا میتونید کوتاه کنید جمله رو
- جای بله بگیم "ها"
- جای تاکید برای بله بگیم " ها عامو "
- برای نشون دادن صمیمیت بگیم "ها کاکو" و توجه داشته باشید کاکو با o تلفظ میشه نه با oo
خلاصه شیرازی خیلی راه و اصول داره ولی اینا واسه یه شیرازی درجه 3 بودن بد نیست تمرین کنید که ایشالا به درجه 1 و 2 هم میرسونمتون! اونایی هم که پست " لهجه و گویش شیرازی اصیل " رو هنوز نخوندن برن بخونن شاید یه فرجی شد! خیلی کامله
فلان مخاطب: شرط میبندم بازم میشه مثه سابق،همیشه سربزن کار مهم داشتم همینجا خبرت میدم.